تبلیغات
طراحی صنعتی ، مهندسی معکوس قطعات ، طراحی قالبهای تزریق پلاستیک و فلزی - آلبرت اینشتین برنده جایزه 1921 (به خاطر خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به دلیل توضیح‌هایش در مورد اثرهای فوتوالکتریک)
طراحی صنعتی ، مهندسی معکوس قطعات ، طراحی قالبهای تزریق پلاستیک و فلزی
موسسه تحقیقاتی و طراحی و ساخت قالب های صنعتی 09374134989
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … كه از خاك گلویم سوتكی سازد … گلویم سوتكی باشد به دست كودكی گستاخ و بازیگوش … تا كه پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را …

دکتر علی شریعتی

مدیر وبلاگ : مهندس کمیل علیزاده
نظرسنجی
نظر خود را درباره طاراحان قالب و سطح توانایی انها بیان کنید ؟







آلبرت اینشتاین
Albert Einstein Head.jpg
متولد۱۴ مارس ۱۸۷۹
اولم، وورتمبرگ، پادشاهی وورتمبرگ،امپراتوری آلمان
مرگ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ میلادی (۷۶ سال)
پرینستون، نیوجرسی، ایالات متحده
محل زندگیآلمان
سوئیس
ایالات متحده
شهروندآلمان (۱۸۷۹-۱۸۹۶ و ۱۹۱۴-۱۹۳۳)
سوئیس (۱۹۰۱-۱۹۵۵)
آمریکا (۱۹۴۰-۱۹۵۵)
ملیتآلمانی
رشته فعالیتفیزیک
محل کاراداره ثبت اختراعات سوییس
دانشگاه زوریخ
دانشگاه چارلز پراگ
دانشگاه صنعتی زوریخ
دانشگاه لایدن
موسسه مطالعات پیشرفته
موسسه کایزر ویلهلم
دلیل شهرتنسبیت عام، نسبیت خاص، اثر فوتوالکتریک،حرکت براونی، اثر فوتوالکتریک
جوایزجایزه نوبل در فیزیک (۱۹۲۱)
مدال فرانکلین (۱۹۳۵)
مدال کاپلی
دینهمه خدایی[۱]،بی‌دینی[۲]
امضا
امضای آلبرت اینشتین

آلبرت آینشتاین به تلفظ صحیح آلمانی، ولی معروف به انیشتن، انیشتین و اینشتین در ایران (به آلمانیAlbert Einstein) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ - درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵فیزیک‌دان نظریآلمانی بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲)(که از معروف ترین روابط فیزیک بین غیرفیزیک‌دان‌هاست) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند.[۳][۴] در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است.


زندگی‌نامه

آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت و در خانواده‌ای یهودی بدنیا آمد. پدر آلبرت، هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پاولینه کُخ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم‌کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده‌است. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد. آلبرت خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل آن‌ها، او را کند ذهن بدانند.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودی‌هایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده اینشتین می‌آمد،[۵] اینشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب و کار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان - مهاجرت کردند. اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درس‌هایش، در مدرسه شبانه‌روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند. در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه به واسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد.[۶] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر باسرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس -که امروزه به ای‌تی‌اچ‌زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد (فهرست تصورات نادرست متداول را ببینید)؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند. پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقه‌مند شد. مایا، خواهر اینشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد.[۷] پس از آن اینشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

روابط شخصی

در بهار سال ۱۸۹۶، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی آغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که اینشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با اینشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر اینشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود.[۸]اینشتین در سال ۱۹۰۳ با میلوا ماریچ (Mileva Marić)، ازدواج کرد. قبل از ازدواج رسمی اینشتین با ماریچ، در سال ۱۹۰۲ آنها صاحب یک فرزند دختر به نام لیسرل[۹] شده بودند. لیسرل هنگامی متولد شد که ماریچ نزد خانواده خود در صربستان به سر می‌برد و اینشتین در برن سویس. از سرنوشت لیسرل اطلاع چندانی در دست نیست و نظرهای مختلفی در مورد او وجود دارد که هیچکدام ثابت نشده‌اند. پس از ازدواج رسمی، اینشتین و ماریچ صاحب دو فرزند پسر به نامهای هانس آلبرت[۱۰] و ادوارد[۱۱] شدند. از سال ۱۹۱۴، اینشتین جدا از ماریچ و تنها در برلین زندگی می کرده است در حالیکه ماریچ و فرزندانش در زوریخ مانده بودند. بیماری اسکیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را عذاب می‌داد، و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمی‌آمد.

از سال ۱۹۱۲، اینشین رابطه عاشقانه‌ای با دختر خاله بیوه‌اش (و نوه عموی پدرش) السا اینشتین[۱۲] برقرار کرده بود. او در فوریه سال ۱۹۱۹ از ماریچ طلاق گرفت و در ژوئن همان سال با السا ازدواج کرد. در طی طلاقش از ماریج، اینشتین به او قول داد که اگر صاحب جایزه نوبل شد، منافع مادی آن را در اختیار ماریچ بگذارد و نهایتاً نیز در سال ۱۹۲۳ این کار را انجام داد.[۱۳] السا از ازدواج سابقش دو دختر به نامهای ایلسه و مارگوت داشت اما او و اینشتین صاحب فرزند مشترکی نشدند.

اینشتین دخترخوانده‌های خود را می‌ستود و در نامه‌اش به السا در سال ۱۹۲۴، نوشت:

به اندازه دختر خودم، یا شاید بیشتر، مارگوت را دوست دارم، و کسی چه می‌داند اگر من پدر او بودم چه بچه بداخلاقی از وی پدید می‌آمد.

این نامه‌ها به عنوان شاهدی برای تکذیب ادعاها در مورد بی‌مهری اینشتین به خانواده‌اش به کار رفته‌است. پس از مهاجرت به آمریکا در سال ۱۹۳۳، در سال ۱۹۳۵ السا مبتلا به بیماری کبد و قلب شد و در دسامبر ۱۹۳۶ درگذشت.


پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی دانشگاهی پیدا کند. برخی از مورخان گرایشهای ضد یهودی را در ناکامی اینشتین در پیدا کردن شغل دخیل می‌دانند.[۱۴] پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع در سوئیس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود. پس از انتشار نظریه نسبیت خاص و نظریه نسبت عام، اینشتن به شهرت و اعتبار دست یافت و در دانشگاههای متعددی به تدریس و تحقیق پرداخت. اینشتین تا سال ۱۹۳۲ مدیر انستیتوی فیزیک کایزر ویلهلم برلین آلمان و استاد یکی از دانشگاههای برلین (Humboldt University of Berlin) بود. در این سال او ابتدا چندین ماه در دانشگاه پرینستون به سر برد و سپس به دلیل قدرت گیری نازی‌ها در سال ۱۹۳۳، تصمیم گرفت که به آلمان برنگردد. در سال ۱۹۳۳ او شغلی در موسسه تحقیقات پیشرفته دانشگاه پرینستون بدست آورد و در حدود ۱۹۳۵ تصمیم گرفت که به طور طولانی مدت در آمریکا بماند.

اینشتین و بمب اتمی

انشتین و رابرت اوپنهایمر، از اعضایپروژه منهتن و پدر بمب اتمی

در سال ۱۹۳۹ گروهی از فیزیک‌دان‌های مجارستانی از جمله لئو زیلارد که به آمریکا مهاجرت کرده بود، به دولت ایالات متحده آمریکا در مورد برنامه نازی‌ها در مورد بمب اتمی هشدار دادند، اما سخنان آن‌ها مورد توجه قرار نگرفت.[۱۵]در تابستان سال ۱۹۳۹ و چند ماه پیش از جنگ جهانی دوم، زیلارد نامه‌ای برای روزولت، رییس‌جمهور وقت ایالات متحده تهیه کرد و از اینشتین خواست که نامه را امضا کند. زیلارد نسبتاً گمنام بود، اما اینشتین به واسطه نظریه‌های نسبیت و جایزه نوبل، شخص مشهوری به شمار می‌رفت. آن‌ها در این نامه از او توجه به این مساله را درخواست نمودند. در این نامه، همچنین از روزولت خواسته شده بود تا به پژوهش در زمینهٔ انرژی هسته‌ای و واکنش‌زنجیره‌ای اهمیت بیشتری داده شود. این نامه را نقطه شروع پروژه منهتن برای ساخت بمب اتمی می‌دانند.[۱۶]

اینشتین، یک سال قبل از مرگش به دوست قدیمی‌اش لینوس پاولینگ گفت "من یک اشتباه بزرگ در زندگی مرتکب شدم؛ وقتی نامه‌ای را که ساخت بمب اتمی را به روزولت توصیه می‌کرد امضا کردم. اما یک دلیل برای این کار وجود داشت؛ خطر ساخت این بمب توسط آلمانی‌ها..."[۱۷]

به واسطه فعالیت‌های صلح‌جویانه سابق اینشتین، گرایش‌های چپگرانه وی، و همچنین گزارش‌های مغرضانه و بی‌پایه‌ای که اف بی آی در مورد ارتباط اینشتین با شوروی دریافت کرده بود، از شرکت او در پروژه منهتن جلوگیری شد


نقص و واقع گرایی

بسیاری از اظهار نظرات بیان شده توسط اینشتین حکایت از اعتقاد او به ناقص بودن مکانیک کوانتوم است. این مساله برای اولین بار در مقاله مشهوری که در سال ۱۹۳۵ توسط اینشتین، پودولسکی و روزن به نام پارادوکس EPR نوشته شد، مطرح گردید.[۲۸] و برای بار دوم در کتابی تحت عنوان آلبرت اینشتین، فیلسوف - دانشمند به سال ۱۹۴۹ عنوان شد. .[۲۹]The "EPR" مقاله تحت عنوان آیا توصیف مکانیکی کوانتوم و واقعیت فیزیکی را می‌توان کامل در نظر گرفت؟ بود و در آن چنین نتیجه‌گیری شد: از آنجایی ما نشان داده‌ایم که عملکرد موج توصیف کاملی از واقعیت فیزیکی را به دست نمی‌دهد، ما این سوال را که آیا چنین توصیفی وجود دارد یا خیر حل نشده و بی پاسخ رها کردیم. با این حال، به اعتقاد ما چنین نظریه‌ای ممکن و میسر است. اینشتین پیشنهاد آزمایشی جالب توجهی را را ارائه می‌کند که تا حدودی با گربه شرودینگر مشابه‌است. او با پرداختن به موضوع متلاشی شدن رادیواکتیوی اتم کار خود را آغاز می‌کند. اگر کسی با یک اتم غیر متلاشی نشده کار خود را آغاز کند و منتظر وقفه زمانی خاصی باشد، در آن صورت نظریه کوانتوم این احتمال را می‌دهد که آن اتم دستخوش متلاشی شدن رادیواکتیوی قرار گرفته و دچار تغییر شده‌است. بدین ترتیب، اینشتین روش ذیل را به عنوان راهی برای پی بردن به متلاشی شدن مفروض می‌دارد:

به جای آنکه یک سیستمی را مورد نظر قرار دهند که تنها از یک اتم رادیواکتیوی (و روند تغییرو دگرگون آن) تشکیل شده، شما سیستمی را در نظر می‌گیرید که همچنین شامل راهی برای اندازه‌گیری تغییر و تحول رادیواکتیوی است. من‌باب مثال، یک شمارگر گایگر که دارای مکانیسم ثبت خودکار است. بگذارید که به آن یک باریکه ثبت اضافه کنیم که با مکانیسم کوکی به حرکت در آید و روی آن با حرکت شمارگر علامتی گذاشته شود. بله، از منظر مکانیک کوانتوم این سیستم جمعی بسیار پیچیده‌است و فضای پیکر بندی آن دارای گستره زیادی است. اما اگر قرار باشد به این سیستم مجعی از منظر مکانیک کوانتوم پرداخته شود، اساساً اعتراضی بر آن وارد نیست. در اینجا نیز نظریه احتمال هر یک از پیکربندی‌ها تمامی مختصات را برای هر لحظه در هر بار در نظر می‌گیرد. اگر کسی تمامی پیکربندی‌های مختصات را در نظر بگیرد، برای یک زمان طولانی در مقایسه با زمان متوسط متلاشی شدن هر یک از اتمهای رادیواکتیو، (دست کم) یک نشانه - ثبت روی باریکه کاغذی پدیدار خواهد شد. برای نیل به مختصات - پیکربندی وضعیت خاصی از نشانه باید روی باریکه کاغذی مطابقت و همخوانی داشته باشد. اما، تا آنجا که این نظریه، نشان می‌دهد تنها احتمال نسبی مختصات-پیکربندی قابل تصور است، این نظریه همچنین، بی آنکه مکان و موقعیت مشخص و معینی برای نشانه قائل باشد، احتمالات نسبی برای وضعیتهای نشانه بر روی باریکه کاغذی را می‌پذیرد.

اینشتین هیچگاه نسبت به روشها و افکار احتمالی و نیز در مورد آنها بی اعتنا نبود و آنها را رد نمی‌کرد. خود اینشتین یکی از متخصصان آمار بود. ,[۳۰] که از تحلیل آماری در کارهایش در ارتباط با پشنهاد براون و مقالاتی که پیش از سال ۱۹۰۵ به چاپ رسیده بود، استفاده می‌کرد. اینشتین حتی وحدت گیبز را کشف کرده بود. مع‌هذا، بنا به گفته اکثر فیزیکدانها او بر این باور بود که بی علت انگاری یکی از معیارها برای مطرح کردن اعتراض قاطعانه به نظریه فیزیکی است. دلیلی که پولی ارائه می‌کند در تضاد با این باور است، و گفته‌های خود اینشتین بیانگر آن است که او بر عدم تکامل به مثابه دغدغه اصلی خود تمرکز و تاکید داشت.

جان استوارت بل در تحقیقاتی که در مورد اینشتین، پودولسکی و روزن انجام داد، به نتایج جالب توجه (تئوری بل) و نابرابری بل بیشتری دست یافت. بر اساس تحلیل EPR در مورد عقاید و تفکراتی که در خصوص نتایج قابل استنتاج از این مساله بیان شده، تفاوت و اختلاف وجود دارد. به زعم بل، نامکانی کوانتوم محرز شده است؛ این در حالی است که دیگران قائل به مرگ علیت باوری هستند.

نظریه میدان یکنواخت

نوشتار اصلی: نظریات میدان یکنواخت کلاسیک

پس از شرح و بسط نظریه نسبیت، تلاشهای تحقیقاتی اینشتین عمدتاً شامل یک سری اقدامات جهت تعمیم نظریه نیروی جاذبه بود که به منظور یکپارچه ساختن و آسان سازی قانون فیزیک، بویژه نیروی جاذبه و الکترومغناطیس بود. او در سال ۱۹۵۰ به تشریح این کار پرداخت، و در یک مقاله علمی آمریکایی از آن تحت عنوان نظریه میدان یکنواخت یاد کرد. راهنما و الهام بخش اینشتین این نظر و عقیده بود که یک منبع واحد برای کل قوانین فیزیکی وجود دارد.

اینشتین در تحقیقاتش در مورد نظریه نسبیت عام به طور فزاینده‌ای منزوی و از دیگران جدا شد و تلاشهای او در نهایت عقیم و بی نتیجه بود. بویژه، اینشتین در پیگیری وحدت نیروهای اساسی، به طور کل کارهای انجام شده در جامعه فیزیک را نادیده گرفت (و بالعکس)؛ بویژه کشف نیروی اتمی قوی و نیروی اتمی ضعیف که تا حدود ۱۹۷۰؛ یعنی ۱۵ سال پس از مرگ اینشتین به طور مستقل شناخته نشده بود. هدف اینشتین از یکپارچه سازی قوانین فیزیک تحت لوای یک الگوی واحد هنوز هم برای یکپارچه سازی نیروها به قوت خود باقی است.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مهندس کمیل علیزاده
پنجشنبه 2 بهمن 1393
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:35 بعد از ظهر
It's the best time to make some plans for the
future and it's time to be happy. I've read this post and if I could I want to suggest you some interesting things or suggestions.
Maybe you could write next articles referring to this article.
I wish to read more things about it!
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:29 بعد از ظهر
If you are going for finest contents like me, only pay
a visit this web page every day because it presents feature contents, thanks
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:32 بعد از ظهر
Hello, after reading this awesome article i am as well cheerful to share my
knowledge here with colleagues.
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:58 بعد از ظهر
Fabulous, what a webpage it is! This website gives valuable data to us, keep
it up.
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:48 بعد از ظهر
Thanks for the good writeup. It if truth be told was
once a amusement account it. Glance advanced to far brought
agreeable from you! However, how can we keep up a correspondence?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:24 قبل از ظهر
Saved as a favorite, I love your website!
جمعه 13 مرداد 1396 04:04 بعد از ظهر
What's up colleagues, how is all, and what you want to say about this post,
in my view its genuinely remarkable designed for me.
جمعه 13 مرداد 1396 01:04 بعد از ظهر
Hi there, I wish for to subscribe for this webpage to obtain newest updates,
thus where can i do it please help out.
جمعه 13 مرداد 1396 05:04 قبل از ظهر
Yes! Finally someone writes about What do you do when your Achilles tendon hurts?.
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:50 بعد از ظهر
My brother recommended I might like this website.
He was totally right. This post truly made my day. You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thanks!
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:45 بعد از ظهر
Somebody necessarily lend a hand to make seriously articles I might state.
That is the very first time I frequented your website page
and to this point? I amazed with the analysis you made
to make this actual submit extraordinary. Excellent task!
جمعه 6 مرداد 1396 10:23 بعد از ظهر
Hmm it appears like your website ate my first comment (it was extremely long)
so I guess I'll just sum it up what I had written and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog writer but I'm still new to
everything. Do you have any helpful hints for inexperienced
blog writers? I'd genuinely appreciate it.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 07:07 بعد از ظهر
I visit everyday a few sites and information sites to read
articles or reviews, however this blog presents feature based content.
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 11:48 بعد از ظهر
Hi there to every , because I am actually eager of reading this web site's post to be updated daily.
It consists of pleasant data.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:27 قبل از ظهر
I'm gone to tell my little brother, that he should also pay
a quick visit this blog on regular basis to get updated from
most recent reports.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 08:12 قبل از ظهر
Its like you read my mind! You seem to know so much about this, like you wrote the book in it or something.

I think that you could do with a few pics to drive the message
home a little bit, but other than that, this is excellent blog.
An excellent read. I'll definitely be back.
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:41 بعد از ظهر
Link exchange is nothing else however it is just placing the other person's webpage link on your page at proper place and other
person will also do same in favor of you.
یکشنبه 13 فروردین 1396 01:56 بعد از ظهر
Hey there! I've been following your weblog for a while now and finally got the courage to go ahead and give you a shout out from New Caney Texas!

Just wanted to say keep up the great job!
شنبه 12 فروردین 1396 12:27 قبل از ظهر
Right here is the perfect site for everyone who would
like to find out about this topic. You understand so much its almost tough to argue with you (not
that I really would want to…HaHa). You definitely put a fresh
spin on a subject that has been written about for ages.

Great stuff, just wonderful!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:28 قبل از ظهر
Hi there! I could have sworn I've been to this blog before but after reading through some of the post I realized it's new to
me. Nonetheless, I'm definitely delighted I found it and I'll be bookmarking and checking back frequently!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:18 قبل از ظهر
Its like you read my mind! You seem to know a lot about this, like you
wrote the book in it or something. I think that you can do with some pics to drive the message home a bit,
but other than that, this is fantastic blog. An excellent read.
I will definitely be back.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:17 قبل از ظهر
This is my first time visit at here and i am actually happy to read
all at alone place.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:16 قبل از ظهر
Hi there to every single one, it's in fact a pleasant for me to visit this website, it
includes priceless Information.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:06 قبل از ظهر
Hi, i think that i saw you visited my web site so i came to “return the favor”.I'm trying
to find things to improve my web site!I suppose its ok to use a few of
your ideas!!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:01 قبل از ظهر
What's up to every one, for the reason that I
am truly keen of reading this webpage's post to be updated daily.
It contains pleasant stuff.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 08:56 قبل از ظهر
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your website offered us with valuable info to work on. You've done
an impressive job and our entire community will be grateful to you.
پنجشنبه 14 اسفند 1393 07:22 قبل از ظهر
سلام جیگیلی
وبت ناز بود..خواستی توی یه فضای بزرگتر نشر بشن,بیا ادرسی ک میدم تا هم تبادل لینک کنی هم وبتو تبلیغ کنی
Facecamp.ir
و یا campchat.ir
اینم لینک شخصیمه(خوشحال میشم از این طریق عضو بشی):
http://facecamp.ir/signup/invited:cecca6029a01c83a75ead54899a535d7
منتظرما خوشگله

پنجشنبه 14 اسفند 1393 07:22 قبل از ظهر
سلام جیگیلی
وبت ناز بود..خواستی توی یه فضای بزرگتر نشر بشن,بیا ادرسی ک میدم تا هم تبادل لینک کنی هم وبتو تبلیغ کنی
Facecamp.ir
و یا campchat.ir
اینم لینک شخصیمه(خوشحال میشم از این طریق عضو بشی):
http://facecamp.ir/signup/invited:cecca6029a01c83a75ead54899a535d7
منتظرما خوشگله

پنجشنبه 14 اسفند 1393 07:22 قبل از ظهر
سلام جیگیلی
وبت ناز بود..خواستی توی یه فضای بزرگتر نشر بشن,بیا ادرسی ک میدم تا هم تبادل لینک کنی هم وبتو تبلیغ کنی
Facecamp.ir
و یا campchat.ir
اینم لینک شخصیمه(خوشحال میشم از این طریق عضو بشی):
http://facecamp.ir/signup/invited:cecca6029a01c83a75ead54899a535d7
منتظرما خوشگله

پنجشنبه 14 اسفند 1393 07:21 قبل از ظهر
سلام جیگیلی
وبت ناز بود..خواستی توی یه فضای بزرگتر نشر بشن,بیا ادرسی ک میدم تا هم تبادل لینک کنی هم وبتو تبلیغ کنی
Facecamp.ir
و یا campchat.ir
اینم لینک شخصیمه(خوشحال میشم از این طریق عضو بشی):
http://facecamp.ir/signup/invited:cecca6029a01c83a75ead54899a535d7
منتظرما خوشگله

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار تلگرام
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل